آبی است آبرو که نیاید به جوی باز از تشنگی بمیر و مریز آبروی خویش
*
نباش در پی آزار و هر چه خواهی باش که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
*
تا حیاتی هست ما را روزی ما میرسد آب تا جاری بود این آسیاب در گردش است
*
شانه می آید به کار زلف در آشفتگی آشنایان را در ایام پریشانی بپرس
*
از نگاهی بر دل نازک نشیند خارها خاطر آیینه را آهی مکدر می کند
*
طاعت آن نیست که برخاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
*
ارباب معرفت غم روزی نمی خورند چون ضامن گذشته و آینده دیگریست
*
اظهار عجز پیش ستم پیشه ابلهیست اشک کباب موجب طغیان آتش است
*
*
افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
*
من از افتادگی مسرور و مردم از سرافرازی همه از آب، رخ شویند و من از خاک می شویم
*
کعبه ای بنیاد کرد هرکس دلی را شاد کرد شد سلیمان هر که موری را ز لطف امداد کرد
*
سینه عاشق نمی باشد تهی از درد و داغ خانه اهل کَرَم خالی ز مهمان کی شود ؟
*
فریب تربیت باغبان مخور ای گل که آب می دهد اما گلاب می گیرد
*
برات رزق تو بر آسمان نوشته خدای عبث توقع رزق از زمینیان داری
*
بشکن دلم که رایحه درد بشنوی کس از برون شیشه نبوید گلاب را
*
گرچه محتاجیم،چشم اغنیا بر دست ماست هر کجا دیدیم آب از جو به دریا می رود
*
حُسنی که ز پی صد دل دیوانه ندارد افسرده چراغیست که پروانه ندارد
*
بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود پسته بی مغز چون لب وا کند رسوا شود
شهریور 1387
مرداد 1387
پاییز 1387
زمستان 1387
بهار 1388
تابستان 1388
تابستان 88
پاییز 88
